السيد موسى الشبيري الزنجاني

6928

كتاب النكاح ( فارسى )

شما هم به چيزى باشد كه قرآن و سنت اشخاص را به آن هدايت كرده است . پس منافاتى با تراضى ندارد . و خلاصه ما با ملاحظه روايات مختلف كه « على » ها را در موارد غير صداق استفاده كرده است ، مثل مواردى كه جنبه شرطى دارد نه جنبه معاوضه و عوض كه بدون آن عقد باطل باشد ، مىتوانيم استفاده كنيم كه مراد از « على كتاب اللّه » يعنى فرد مىگويد من روى برنامه كتاب تزويج كردم . برنامه كتاب ، يكى اين است كه « امساك بمعروف أو تسريح باحسان » باشد ، ديگرى مهريه است كه مىگويد از آن مقدار تجاوز نكنند ، ديگر آن است كه نكاح شغار نكنند و . . . و بنابراين دليلى ندارد كه تخصيص بزنيم و بگوييم كه مراد از اين مطلب ، خصوص مسأله نكاح است و « على كتاب اللّه و سنة نبيه » راجع به خصوص مشروعيت نكاح است . و اگر در باب متعه به اين معنا آمده به اين دليل است كه متعه مورد ترديد بوده ، اين قيد را آورده‌اند كه بگويند سفاح نيست و كتاب و سنت اين را تصحيح مىكند . ولى در باب عقد دائم جايى مشاهده نشده كه چنين تعبيرى درباره آن شده باشد ، حتى در خطبه‌هاى عقد كه خوانده مىشود ، ولى در متعه اين عبارت را در انشاء صيغه آورده‌اند . علت آن هم همين است كه جو آن وقت اقتضاء مىكرده كه شخص متوجه باشد عقد موقتى كه با زنى انجام مىدهد ، زنا نيست و اين تبليغات سنىها غلط است ، لذا روى آن تأكيد شده است . به هر حال به نظر مىرسد كه اين تعبيرات اطلاق دارد و همه موارد را مىگيرد و مهر السنة را نيز شامل مىشود و فتواى آقايان هم شايد بر اساس همين اطلاق باشد چون اطلاق كلمات بزرگان اين گونه است كه چه طرفين يا يكى از آنها به مقدار مهر السنة عالم باشند و چه جاهل باشند ، خلاصه بعيد نيست ديگران هم كه از عبارت ، مهر السنة را استفاده كرده‌اند از اين باب نباشد كه اختصاص به اين موضوع داشته باشد ، بلكه منظور آنها هم اين است كه از آن يك مفهوم عالى استفاده مىشود كه يكى هم مهر السنة است چنان چه صريح عبارت جواهر اين است كه